تبليغاتX
یه حس بارونی


یه حس بارونی

درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است...

آنگاه كه دل تو غمگين باشد در كنار تو خواهم آمد......

اتاق پر از تيرگي ها و تنهايي ترا سرشار از روشني خواهم ساخت.......

آنگاه مي آيم كه روز با سايه مي آميزد و هم همه ي آن پر سر و صداست....

آنگاه كه رنجهاي دل، تو را به زنجير مي كشد خواهم آمد.

گوش كن:

                 ساعت آن فرا رسيده،

                                                   آن لحظه اي كه شب مي رسد،

 آيا موجي از احساسات عجيب را كه بر روان تو سر مي كوبد، احساس نمي كني؟

 

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387| ساعت 0:10| توسط شبنم| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست