یه حس بارونی
درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است...
این غریبه می خواد تمام احساساتشو جمع کنه تو تو حنجرش و با تمام وجود فریاد بزنه.....سلام یه سلام گرم و پر حرارت و دواتیشه به تک تک بچه هایی که پای ثابت و همیشگی پست های این وبلاگن زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستن به هر حال...ورود خودم رو به عنوان نویسنده ی این وبلاگ به خودم تبریک و به شما دوستان تسلیت عرض می کنم قطعا نظر شما برام کاملا مهم و ارزشمنده و اگه شما تمایلی به حظورم نداشته باشین...بر خلاف میل باطنیم دیگه به عنوان نویسنده با وبلاگ همکاری نمی کنم.اما قطعا به عنوان هوادار پشتیبان وب و نویسنده هاش خواهم بود.فقط خواهشا....دختر خانوما تو کامنت هاشون بحث رو به فمنیسم و این جور حرفا نکشن .چون من عمرا تو این زمینه ها کم نمی یارم الکی تلاش بیهوده نکنین نظرتو بخورم!!
درسته که به خاطر یه کوچولو تنبلی
اما دلیل نمیشه که به وبلاگ خودشون سر نزنن.
ایشالا غم اخرتون باشه
البته هنوز یه راه هست برای خلاص شدن از دست من
اونم اینه که...مخالفت خودتون رو تو کامنت هاتون بهم اعلام کنین.![]()
پس لطفا
احساس میکنم برای اولین تجربه بدک نبود.تا نظر شما عزیزان چی باشه![]()
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

