یه حس بارونی
درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است...
سلام. این یکی از اون متن هاس که من خیلی دوست دارم. گذاشتمش تو وب تا شما هم بخونید و نظرتونو بگید. به هر حال هر کسی نظری داره دیگه! برايت دعا مي کنم برايت دعا مي کنم
دعا مي کنم که هيچ گاه چشمهاي کهربايي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم و تو برايم دعا کن که ابر چشمهايم هميشه براي تو ببارد
دعا مي کنم که لبانت را فقط در غنچه هاي لبخند ببينم و تو برايم دعا کن که هرگز بي تو نخندم
دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکي دريا و بوي بهار را داردهميشه از حرارت عشق گرم باشد و تو برايم دعا کن دستهايم را هيچ گاه در دستي به جز دست تو گره ندهم
من برايت دعا مي کنم که گلهاي وجود نازنينت هيچ گاه پژمرده نشوند ٬براي شاپرکهاي باغچهء خانه ات دعا مي کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچ گاه غروب نکند و بدان در آسمان زندگيم تو تنها خورشيدي
پس برايم دعا کن ٬ دعا کن
که خورشيد آسمان زندگيم هيچ گاه غروب نکند
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

